حسن حسن زاده آملى

218

ده رساله فارسى (فارسى)

روز محشر كه بهشت آرايند * رستگاران به بهشت آسايند شود آن منزل عالى وطنان * راحت آباد چو من پيرزنان گفت حاشا كه چنان خوش وطنى * گردد آرامگه پيرزنى گل آن باغ جوانان باشند * غنچه‌اش تنگ دهانان باشند پيرزن چون ز نبى قصّه شنيد * ناله از سينه پر غصّه كشيد از فغان زمزمهء غم برداشت * وز مژه گريهء ماتم برداشت شد نبى مژده دهش چابك و چست * كه همه كهنه عجوزان ز نخست يك‌به‌يك دختر دوشيزه شوند * چون در آن روضهء پاكيزه شوند اوّل كار جوانى بخشند * آنگه آمال و امانى بخشند اين بنده در نكاتش آورده است كه : هر وقت به ياد اويى جوانى . الحسن و الحسين سيّدا شباب اهل الجنة . إِذْ أَوَى الْفِتْيَةُ إِلَى الْكَهْفِ فَقالُوا رَبَّنا آتِنا مِنْ لَدُنْكَ رَحْمَةً وَ هَيِّئْ لَنا مِنْ أَمْرِنا رَشَداً « 1 » فى الكافى عن الصادق عليه السّلام انه قال لرجل : ما الفتى عندكم ؟ فقال له : الشّاب ، فقال : لا ، الفتى المؤمن ، إنّ اصحاب الكهف كانوا شيوخا فسمّاهم اللّه فتية بايمانهم . و فى الصافى : و العياشى عنه عليه السّلام مثله الا انّه قال : « كانوا كلّهم كهولا » و زاد « من آمن باللّه و اتقى فهو الفتى » . البتّه مقصود نه اين است كه سالخورده اگر بخواهد كودك نفس خويش را از شير دايهء دنيا باز گيرد محال باشد ولى سخت دشوار است . اين ابن مسكويه عالم عظيم الشّأن اسلامى امامى است در كتاب گرانقدر خود طهارة الاعراق گويد : و ليعلم

--> ( 1 ) . كهف / 11 .